تبليغاتX
PanterA
سلام به همه ی دوستای گلم.خوب دیگه رسیدم به اخر خط

از همگی کمال تشکر رو دارم.

این اخرین اپم بود.خودمم فکرشو نمی کردم پنترا اینجا تموم بشه.

اما دیگه شد .چه میشه کرد.!

سرتونو درد نیارم حرف اخرمو بگمو برم:

(وفا به قیمت جان هم نمی شود پیدا)

خدانگهدار دوستان

+ نوشته شده در  87/06/13ساعت   توسط  مسعود  | 

cemetery gates

دروازه های گورستان

 

reverend reverend is this some conspiracy?

کشیش!کشیش! اینها دسیسه نیستند؟

crucified for no sins

مصوب شدن بدون گناه

an image ben eath me

تصویری زیر من

whats within our plans for life

چیزهایی در نقشه های ما برای زندگی

it all seems so unreal

همه غیر واقعی به نطر می رسند

I'm a man cut in half in this world

من مردی هستم که در این دنیا نصف شده ام

... left in my misery

مرا در غم تنها بگذار...

the reverend he turned to me

جناب کشیش به سوی من برگشت

without a tear in his eyes

بدون یک قطره اشک در چشمانش

it's nothing new for him to see

چیز جدیدی برای دیدن او نیست

I didn't ask him why

از او نپرسیدم چرا

i will remember

به خاطر می سپارم

the love our souls had

عشق٬که روح های ما

sworn to make

سوگند خورده اند که انها را بسازند

now i watch the falling rain

حال باران را نگاه می کنم

all my mind can see

تمام انچه مغز من می تواند ببیند

now is your(face

اکنون چهره ی تو است

well i guess

خوب حدس می زنم

your took my youth

تو جوانی من را گرفتی

i gave it all away

من هم ان را هدر دادم

like the birth of a

دوست دارم تو را...

new-found joy

یک لذت تازه پیدا شده

this love would end in raje

این عشق به خشم ختم می شود

and when she died

و وقتی او مرد

i couldn't cry

نمی توانم گریه کنم

the pride within my soul

غرور در روح من

you left me incomplete

تو مرا نا تمام رها کردی

all alone as the

تنهای تنها مانند

memories now unfold

خاطراتی که تا به حال گشاده نشده اند

believe the word

لغات را باور کن

i will unlock my door

من درب را باز می کنم

and pass the

و بگذر

cemetery gates

از دروازه های گورستان

sometimes when i'm alone

بعضی اوقات که تنهایم

i wonder aloud

تعجب می کنم

if you're watching over me

از فراز من می نگری

some place far abound

به جایی بسیار دور

i must reverse my life

باید زندگی خود را تغییر دهم

can't live in the past

نمی توانم در گذشته زندگی کنم

then set my soul free

پس روحم را آزاد می کنم

belong to me at last

در نهایت مال خودم است

through all those

از میان هم آنها

complex years

سالهای پیچیده

i thought i was alone

که فکر می کردم تنهایم

i didn't care to look around

به فکر نگاه کردن به اطراف نبودم

and make this world my own

تا دنیا را مال خود کنم

and when shi died

و وقتی او مرد

i should've cried and spared myself some pain...

باید گریه می کردم و درد را از خودم دریغ می کردم

left me incomplete

مرا نا تمام تنها گذاشتی

all alone as the memories still remain

تنهای تنها مانند خاطراتی که هنوز هستند

the way we were

نوعی که ما بودیم

the chance to save my soal

شانس نجات روحم

and my concern is now in vain

و فکر من اکنون در حجاب است

believe the word

لغات را باور کن

i will unlock my door

من درب های خود را باز می کنم

and pass the cemetery gates

و از دروازه های گورستان عبور کن

  

cemetery gates

 

+ نوشته شده در  87/06/13ساعت   توسط  مسعود 

5minutes alone

۵دقیقه تنهایی

i see you had your mind all made up

من فهمیدم همه ی افکارت ساختگی است

you group of pitiful liars

شما گروهی دروغگوی رقت انگیز هستید

before i woke to face  the day

قبل از اینکه بیدار شوم و روز را ببینم

your master plan transpired

نقشه ی تو فاش شد

something told me

چیزی به من گفت!

this job had more to meet the eyes

 این کار خیلی بیشتر از ملاقات چشمان است

?my song is not believed

اهنگ من باور نمی شود؟

now i'm unwhole

و حالا من خالی ام

you've waged a war of nerves

تو دستمزد جنگ اعصاب را گرفتی

but yo can't crush the kingdom

اما تو نمی توانی سلطنت و پادشاهی را بشکنی

can't be what your idols are

و نمی توانی به ایده ال خود برسی

can't leave the scar

تو برای جبران گناه گریستی

you cry for compensation

و نمی توانی پاک کنی جای زخم{اثر گناه}را

i ask you please just give us     5minutes alone

من از تو خواستم لطفا" فقط ۵ دقیقه تنهایی به ما بدی

i read your eyes

من چشمان تو را می خوانم

 your mind was made up

افکارت ساختگی بود 

 you took me for a fool

تو من را انتخاب کردی چون یک احمقم

you used complexion of my skin

تو از رنگ چهره ی من

for a counter racist tool

به عنوان ابزار مقابله با نژاد پرستی استفاده کردی

you can't burn me

تو نمی توانی از من امتیاز بگیری

taken advantage of

سوء استفاده از من

because you know where i've come

چون تو می دانی من از کجا امده ام

my past

گذشته ی من

i ask you please just give us

از تو می خواهم به من راه بدهی

 

 

PanterA 

 

+ نوشته شده در  87/01/12ساعت   توسط  مسعود 

I'm broken

i'm broken

من شکسته ام

i wonder we'll smile in our coffins while loved ones

من شگفت زده ام اگر به تابوت هایمان نخندیم وقتی که

دوست داریم

mourn the day

روز سوگواری کسی

the absence of our face

غیبت چهره هایمان

living

زندگیمان

laughing eyes awake

خنده هایمان

is this too much for them to take؟

برای انها بسیار زیاد است؟

to young for ones conclusion

جوان بودن برای انها فرجام{اختیام}است

the life style won

سبک زندگی پیروز است

that's how

این است انگونه که

 

look at me now.i'm broken

به من نگاه کن الان.من شکسته ام

in herit my life

زندگیم را به میراث می برم

 

one day we all die

روزی همه خواهیم مرد

a cliched fact of life

یک کلمه ی مبتذل واقعیت زندگی

force fedto make us heed

اجباری برای مراعات

inbred to sponge our bleed

پروراندن انگل در خونمان

every warning

هر اخطاری

a leaking rubber

لاستیک سوراخ

a poison apple for mingled blood

سیب سمی برای خون های مخلوط شده

to young for ones delusion the life style

بسیار جوان برای انهایی که اغفال{فریب}سبک زندگی

را می خورند

$ cost venereal mother embrace the los

به قیمت در اغوش گرفتن شهرت  مادر امیزشی

that's how

این است انگونه که

 

look at you now.you're broken

به تو نگاه می کنند الان.تو شکسته شدی

in herit your life

از ارث زندگیت

PanterA

 

+ نوشته شده در  86/12/28ساعت   توسط  مسعود 

+ نوشته شده در  86/12/09ساعت   توسط  مسعود